شعله ی بعد از شب دراز فاشیزم

شعله ی بعد از شب دراز فاشیزم

دیکتاتور پیشین اسپانیا ، ژنرال «فرانسیسکو فرانکو باها مونده»  در ۴ دسامبر سال ۱۸۹۲ میلادی در «الفرول» استان گالیسیا در اسپانیا به دنیا آمد. او فرزند دوم آقای  «نیکولاس فرانکو سالگادو-آراوخو»  و خانم » پیلار باها مونده- ای- پاردو- د آندراده»  بود. فرانکو به گواه تاریخ،  یکی از نظامیان با نفوذ تاریخ ارتش اسپانیا در دوران خود به حساب می آید. با هیتلر در آلمان و با موسولینی در ایتالیا و  همچنین با  دولت های افریقائی بویژه مراکش رابطه ی خوبی داشت و چون عمیقا  از اطرافیان خود اطمینان خاطر نداشت، افراد  گارد و محافظان شخصی اش در اسپانیا، با لباس عربی و از اهالی مراکش بودند . به دلایل تاریخی اشغال اسپانیا به دست اعراب ، وجود محافظان عرب  فرانکو بیشتر باعث کینه ی ملی گرایان واقعی اسپانیا بود.

  ژنرال فرانکو با روی کار آمدن محمد رضا شاه پهلوی در ایران با او نیز  دوست شد  و از شاه و ثریا ملکه ی وقت ایران برای دیدار رسمی از اسپانیا  در سال  ۱۹۵۷ میلادی  یعنی ۵۲ سال پیش دعوت به عمل آورد  و از آنها با تشریفات پر زرق و برق در کاخ مجلل خود در مادرید پذیرائی کرد. در همان دیدار ژنرال فرانکو به همراه همسرش «کارمن»،  شاه و ثریا را نه تنها به تماشای رقص و پایکوبی » فلامنکو» همراه با ضیافت شامی که در آن «پائیا» غذای سنتی اسپانیا و شراب مرغوب و معروف اسپانیائی «خرز» نیز گنجانده بودند دعوت کرد، بلکه آنها را برای تماشای گاوبازی به میدان گاوبازی نیز برد. در آن سفر شاه و همسرش به مدت ۵ روز مهمان ژنرال فرانکو بودند. جذابیت ثریا اسفندیاری، همسر دوم شاه و مولف کتاب «قصر تنهائی»  که از پدری از لرستان و مادر آلمانی بود مدت ها و حتا بعد از جدائی با شاه پر آوازه بود و در مجلات اسپانیا به چاپ می رسید و خوانندگان پروپا قرصی داشت.

فرانکو یک ارتشی بود که کلیساهای اسپانیا در دوران زمامداری ، قاطعانه از او پشتیبانی می کردند و از او دیکتاتوری  تمام عیار با آوازه ی جهانی ساختند و با اختناق به مدت چهل سال بر اسپانیا حکم راند. نفوذ متولیان کلیسا های  اسپانیا در دستگاه حکومت فرانکو و طرفداری بی قید و شرط کشیشان کاتولیک از او، در دورانی اتفاق افتاد که رقابت های بلوک شرق و غرب، کلیسا را در برابر رویش ایده های  چپ گرا ،در بر پائی حکومت های کارگری در گوشه و کنار جهان،  رو در رو قرار داده بود. اردوگاه سوسیالیسم در مسکو پایتخت کشور شوراها در آن دوران، با پشتیبانی عظیم خود، در تدارک اسپانیای «سرخ»  بود. در مقابل اردوگاه سرمایه داری با پشتیبانی کلیسا  در  اسپانیا و در سرتاسر جهان، خواهان اسپانیای  «آبی » بود. رنگ سرخ از آن چپ گرایان، و رنگ آبی به راستگرایان «فالانژیست»  اسپانیا تعلق داشت. فقط سرخ بود و آبی، رنگ و انتخاب  دیگری وجود نداشت. در جنگ این دو رنگ  و برای این دو آرمان جمعیت کثیری از ملت اسپانیا، در جنگ داخلی ۱۹۳۶۱۹۳۹ میلادی آن کشور جان باختند.

 مادرید پایتخت اسپانیا در غرب اروپا ، تا به امروز نه تنها موزه ها، بلکه گورستان هایش نیز سندهائی از وقایع تلخ آن دوران است. نقاشان، هنرمندان، معماران، شاعران و نویسندگان و کسانی که آرمانشان در پرچم سرخ عدالت خلاصه می شد از نقاط دور جهان می آمدند و برای اسپانیای سرخ می جنگیدند و دوش به دوش یاران سرخ جهانی خود با پرچمداران آبی و هواداران جهانی فالانژیست ها در اسپانیا به جنگ و ستیز می پرداختند. در گورستان های مادرید بر لوح مزار عده ای داس و چکش و بر مزار عده ای صلیب حک شده و گویای دوران سر گشتگی غبارآلوده ی دگماتیسم کلیسا  و بن بست ایده آل ها و مغزهای سنگ و کانکریت گونه ی سیاستمداران آن دوران است که از تراوشات تصمیم های بیمارگونه اشان که فرانکو در راس آنها قرار داشت، قبرستان های اسپانیا آباد شد. ازدیاد سیگار، کشت تنباکو، فقر و فحشا، اعتیاد، همجنس گرائی و حتا سرطان تا به امروز از تاثیرات مخرب آن روزگار اندوهبار  قلمداد می شود.

وقتی با  تلاش چپ گرایان پیشین اسپانیا از جمله آقای «سانتیاگو کاریو» و خانم  «دلورس ایبارودی» از حزب کمونیست و آقای» لارگو کابایرو» و بویژه حزب پر طرفدار مارکسیسم لننیسم او یعنی حزب سوسیالیست و در کل همه ی چپ های اسپانیا،عرصه بر فرانکو تنگ شد، فرانکو برای آنکه کشور به دست جمهوریخواهان نیفتد پس از فراز و نشیب های تلخ خونبار، راه را برای خوان کارلوس پادشاه کنونی اسپانیا هموار کرد. بعد از مرگ فرانکو و روی کار آمدن خوان کارلوس چپ ها که نیروی عظیمی را تشکیل می دادند به تکاپو افتادند. خوان کارلوس که از دودمان «بوربن» بوده و همسرش «سوفیا» دختر آخرین پادشاه سرنگون شده ی یونان است، از سر گذشت تلخ پدر زن، درس گرفت و  در یک نشست تاریخی به چپ گرایان وعده ی همیاری داد. حزب سوسیالیست حاکم کنونی در دو دوره طولانی از آقای » فلیپه گونسالس» گرفته تا » لوئیس رودریگز سپاترو»  نخست وزیر کنونی اسپانیا از همان حزب سوسیالیستی هستند که  به مرور از شدت برخورد های تند و نافرجام خود دور شد ند . سیاستمداران تاثیر گزار چپ اسپانیا ی امروز از دامان همین حزبی برخاسته اند که پرچمش سرخ بود. خاویر سولانا، فلیپه گونسالس و ساپاترو،  و خیل عظیمی از سیاستمداران با نام و نشان اسپانیا تربیت شده ی همین حزب سوسیالیستی هستند  که دل در گرو آینده اسپانیا داشتند و اگر با اسلحه و جنگ نتوانستند پیروز شوند ولی در سایه ی آزادی و دمکراسی چند دهه است که زمامدار امور سیاسی کشور خود هستند. به دستور خوان کارلوس در قلب شهر مادرید و در چند قدمی موزه ی معروف «ال پرادو»  شهرداری با لوله کشی گاز، با نام و یاد شهدای سرخ و آبی اسپانیا ، که شخص خوان کارلوس در حضور همه ی دسته جات،  در آئینی ملی شعله را با دست خود بر افروخت ، اسپانیا را از دوره ی تلخ تاریخ درگیری های خونین سیاسی خود جدا و جاده  سازندگی و دمکراسی کشور را فرا روی ملت نهاد.

پیش از انقلاب بهمن در ایران، روزنامه نگار سرشناس مصری آقای حسنین هیکل  که از سفر رسمی شاه و ملکه وقت به مادرید وپذیرائی گرم ژنرال فرانکو و بویژه عمق دوستی شاه با فرانکو آگاه بود، پس از  روی کار آمدن خوان کارلوس در اسپانیا، در تهران با شاه مصاحبه ای داشت. وقتی حسنین هیکل نظر شاه را در رابطه ی با آزادی های سیاسی در اسپانیای بعد از فرانکو جویا شد شاه گفته بود : من دلواپس خوان کارلوس هستم. این گونه آزادی دادن ها،  به زیان آینده ی او و کشور اسپانیاست. وقتی انقلاب بهمن پنجاه و هفت ایران پیروز شد و شاه در خارج از ایران درگذشت حسنین هیکل در همان روزها با خوان کارلوس در مادرید مصاحبه ای داشت. روبه خوان کارلوس گفت: شاه در مورد آینده شما و اسپانیا دلواپس بود. خوان کارلوس خیلی مودبانه پاسخ داده بود: البته هر کسی درس خودش را بهتر می داند اما از مرگی که دامنگیر شاه شد متاسف شدم.  

پانوشت:

 عکس ها برگرفته از کتاب » مایکل استریتر» از انتشارات «هاس» لندن۲۰۰۵ است ولی مطلب از نگارنده بوده  و به کتاب ربطی ندارد.  

دربارهٔ محمود دهقاني

Dr Mahmoud Dehgani is of Iranian background but lived in Europe for many years. He has published extensively on Persian art and architecture. I feeling about plants...about plants as living organisms. They need nourishment. They need air and light; protection from disease and a hostile environment.
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s