آلمان هیتلری و شاهنامه فردوسی

آلمان هیتلری و شاهنامه فردوسی
آلمان هیتلری و شاهنامه فردوسی
 [محمود دهقانی]

 

به قول صاحب کشف الظنون «غرض از تاریخ اطلاع بر احوال گذشته است و فایده آن عبرت گرفتن و پند یافتن از احوال گذشتگان و تحقق ملکه تجربه به وسیله اطلاع بر تغییرات زمان و در واقع عمر دوباره است». 1 وقتی محمود افغان پس از درنوردیدن خراسان به طرف اصفهان آمد و با شبیخون وحمله  وحشیانه ی او اصفهان  این عروس زیبا سقوط کرد به  کاخ های چهلستون و هشت بهشت و عالی قاپو رفت. او که هیچگونه آشنائی و حس و درکی با هنر و زیبائی نداشت از دیدن نقاشی صورت و اندام زن های زیبا روئی که با  کرشمه جام های شراب در دست داشتند خوشش نیامد. وقتی دید که بر این صورت های غیر متحرک نمی شود برقع زد و روبند زنانه کشید دستور خراشیدن  تمامی نقاشی های دیوار های کاخ را صادر کرد . روایت » یوداش تادئوش کروشینسکی» راهب عیسوی لهستانی که از مبلغان مسیحی مقیم اصفهان بود و بعد ها با دست اندرکاری و با کمک  کاتدرال کلیسای فرانسه در اروپا چاپ شد گواه تلخی بر شورش وحشیانه ی محمود متعصب افغان بود که آب و غذا را بر کودکان شهر اصفهان ممنوع ساخت و آنان را از پا در آورد تا مجبور به تسلیم شوند. در غوررسی و نیشتر زدن به دمل  این دوره از  تاریخ کسانی چون پرفسور» ادوارد براون» و» لرداستانلی» و «پیکولوسکایا» و » پتروشفسکی » و » انتوان دو سیرسو» مسایلی را در رابطه با آن انحطاط  بر ملا ساخته اند که مورخان مداح و پر تکلف و راوی های گزافه گوی با مزد و مواجب دربارهای ایران دلایل پر و پا قرصی برسقوط صفویان ذکر نکرده اند.  و از سقوط امپراتوری ای که روزی اروپائیان در مانده شده و به آنها متوسل شدند چیز با ارزشی  به رشته تحریر نکشیده اند. وقتی کسانی چون «چارلزگری» و » والتر هینتش» ظهور قزلباشان صفوی را یک نیاز تاریخی انسجام ملی و میهنی و استقلال کشور ایران ارزیابی کردند تازه در آئینه آن ارزیابی ها اندیشمند مذهبی ایران دکتر علی شریعتی اندیشه یک انقلاب را در آن یافت و این خود غافل از آن بود که چندی پیش از حکمرانی  شاه اسماعیل اول بر ایران گرنادای اندلوسیا با تلاش ملی گرایان اسپانیا بر علیه اشغالگران عرب سقوط کرده بود و اروپائیان کشور ایران را شفیع رهائی خود از چنگال امپراتوری عثمانی مذهبی ای می پنداشتند که در حال پیشروی در شمال اروپا بود.  آنچه مسلم است دلایل ظهور و افول دودمان صفوی نه تنها بر ما ایرانیان بلکه بر اروپائیان نیز به طرز  آشکار ناشناخته است  و شاید دلایل اصلی آن نیازهای پژو هشگرانه ای است که ما در کشورمان از دیرباز از آن عاجز بوده و همیشه هم  رنج برده ایم. و از خود نپرسیده ایم که این صفویانی که دویست و سی و شش سال بر ایران حکم راندند دارای چه فلسفه ای بودند ؟ اگر مذهبی بودند پس چرا شراب سرخ ایران در عهد آنان مرغوبتر از عالم بود. اگر لامذهب بوده اند پس چرا شاه اسماعیل اول تشیع را در ایران گسترش داد. اگرهشیار بوده اند پس چرا شاه اسماعیل دوم گیج و پکر با مصرف بنگ و حشیش سنکوپ کرد و جان داد. اگر متعصب بودند وجود بیست و پنج هزار روسپی عشرت خانه ها از چه بابت بود؟ و اگر تاراج گر بودند و ریخت پاش داشتند : این آثار بدیع تاریخی و این کاشی های فیروزه ای که بر پیشانی شهر اصفهان و سایر نقاط ایران می درخشد و گویای یک رفاه بی نظیر اقتصادی است که مردم از قید تامین وسایل اولیه رها شده به تزیینات و مسایل درجه ی بالاتر پرداخته اند. از چیست؟ 2   پیش از آن که قزوین پایتخت ایران شود و دودمان صفویه بر روی کار آید »  ری گونسالس د کلاویخو  » در سال هزار و چهار صد و سه میلادی  سفیر اسپانیا به دربار امیر تیمور در سمر قند بود . او طی سفرش از شهر قزوین گذشته و از ویرانی خانه ها در قزوین در سفرنامه خود نوشته است. 3 ولی بعد از اینکه صفوی ها روی کار آمدند و شاه طهماسپ اول پایتخت را از تبریز به قزوین آورد تا در  تیر رس ازبک ها و عثمانی ها نباشد دست به ساختن پایتخت جدید زد . و این پایتخت جدید جاذبه اش سفیر دیگر اسپانیا » دون گارسیا- د سیلوا- ای  فیگوروا » در دربار شاه عباس بزرگ را  متحیر ساخت. و نوشت کاخ های دو اشکوبه و باغ ها و حمام ها و هتل ها  و بازار هائی بسیار زیبا دارند و در  ضیافت ها و صرف غذا از قاشق و چنگال طلا استفاده می کنند.3 سیاحان از زیبائی کاخ ها و کاشی ها و نقاشی ها و منجمله داستان نقاشی صورت دخترانی که با دیدن عزیز مصر دست خود را بریده اند می گویند. از نقاشی هائی که بر ایوان ها و دیوار های کاخ نماد عشق است اطلاع داده و از زندگی و شادابی صحبت می کنند . عبدی بیگ شیرازی نیز در وصف آن ها شعر سروده است و به گواه جهانگردان اروپائی خود شاه طهماسپ هم نقاش آن ها بوده  است.  گزافه نیست که  دانشجویان مدرسه هنر قزوین به دور شاه طهماسپ گرد آمده اند و موج هنری جدیدی پا گرفته است. این ها نشان دهنده این است که برای ساختن زیبائی و آبادانی  باید عاشق بود و درک عمیق داشت. نه تنها شاه طهماسپ بلکه پدرش شاه اسماعیل اول بنیانگذار دودمان صفوی هم هنر مند بوده و  با تخلص «خطائی» شعر می سروده است و یادگاری را که پس از مرگ خود برای فرزند دلبندش طهماسپ به جا می گذارد یک نسخه شاهنامه است. اصولا پادشاهان صفوی: خصوصا شاه عباس که مردی روشن بین بود و هر امری را از جهت عملی بودن و مفید بودن «پراگماتیسم» مورد توجه قرار می داد از دانشمندان بسیار تشویق می کرد و این امر نتایج اقتصادی مهم برای او داشت و بهترین معماران و مهندسان و هنرمندان در دستگاه او بودند. او به وجود دو حکیم معروف شیخ بهائی و ملا صدرا افتخار می کرد. کوشش داشت که هنرمندان به رفاه روزگار بگذرانند و در احوال میر عماد نوشته اند که شاه عباس امر کرد کتاب شاهنامه فردوسی را بنویسد و سه هزار تومان هم وجه نقد داد که بعد از اتمام باقی را که شصت هزار تومان باشد سطری یک تومان بدهد … همچنین محض تشویق شمعدان طلا به دست می گرفت و پهلوی علی رضا عباسی می نشست و او را به خلق آثار هنری تشویق می کرد. 4  وباز هم می بینیم  چگونه معلمان شاه طهماسپ جوان بویژه سلطان محمد در مدتی بیش از ده سال با خطاطان و نقاشان در تکمیل شاهنامه دیگری به نام شاهنامه طهماسپی رنج بردند. این شاهنامه  را نزدیک به پانصد سال پیش شاه اسماعیل اول برای فرزند دلبندش طهماسپ به ارث گذاشت . شاه طهماسپ در خلق گوشه هائی از آن نظارت داشت وگفته می شود که بعدها ظاهرا از طرف خود شاه طهماسپ به سلطان مراد سوم عثمانی هدیه شد. وشاید هم به یغما رفت.  ولی با گردش چرخ گردون سرنوشت ماجراجویانه و غم انگیزتری در سر راه این شاهنامه قرار گرفت ودر جنگ جهانی دوم این دست به آن دست و دربدر شد تا اینکه در دولت آقای هاشمی رفسنجانی صد البته به تشویق مهدی حجت و میراث فرهنگی تنها چاره ی منحصر به فرد را آن دیدند تا رد پای این کتاب گمشده پی گیری شود. و بالاخره مهره های با اطلاع کاشف به عمل آوردند که تابلو های نیمه لختی که پیش از انقلاب برای موزه های ایران خریداری شده اند در پستوی موزه ها سال ها ست که در حال خاک خوردن اند و با یک معامله پایاپای می شود در عوض تابلو ها شاهنامه طهماسپی را به ایران بازگرداند . دولت کرمانی نویسنده کتاب» امیر کبیر قهرمان مبارزه با استعمار» یعنی آقای هاشمی رفسنجانی که در مسایل سیاسی اهل بخیه است در این مورد هنری هم پا پیش گذاشت و لابد چون دید در نماز جمعه نمی شود با ایما و اشاره از تابلو ها که بد جور ترسیم شده بودند صحبت کند آقای حبیبی معاون خود را  برای دوخت و دوز و رتق و فتق امور وارد کار زار کرد. رفسنجانی با این کارخود دولت امریکا  که معامله با ایران را تحریم کرده بود و با ساز و کرنا آنرا تبلیغ می کرد به معامله پایاپای کشاند و در قلب اروپا در جلو چشم عالم به اروپائی ها ثابت کرد که در مورد تحریم ایران  دولتمردان امریکائی دروغ می گویند . از طرف دیگر  پژوهشگران و کارد چاق کنان و دلالان کارکشته بازارهای هنری عتیقه جات و روسای چند موزه مهم امریکائی و انگلیسی و دیگر موزه های بین المللی را هم با کنار زدن پوششی که بر پر و پاچه تابلو نیمه لخت بود به وسوسه  انداخت. آنها هم وقتی دریافتند که وجود چند تابلو لخت و عریان «ویلم د کونگ» نقاش امریکائی هلندی تبار و تابلو های «دورن» و «جاکسون پولاک» و «رنوار» و یکی هم مجسمه ای از «ماکس ارنست» که پیش از انقلاب از طرف فرح پهلوی خریداری شده بود و بویژه یکی از تابلو های نیمه  لخت  که از زاویه آنچنانی ترسیم شده بود و پس از انقلاب به هیچ وجه در موزه ایران نمی شد آن را به معرض نمایش گذاشت و  در پستوی موزه عباسی تهران خاک می خورد را با یک معا مله پایاپای با شاهنامه طهماسپی عوض کرد. معامله گران هم دیدند لقمه چربی است و از این موقعیت می شود کلی پول دست و پا کرد. این شاهنامه را » آرتور هوتن .جونیور» سرمایه دارترین فرد آمریکائی سال ها پیش هنگام حراج ارثیه «موریس دوروچیلد» خریداری کرد ه و قرار بود که  پیش از انقلاب آنرا به قیمتی بیش از بیست و هشت ملیون دلار به شاه  بفروشد. 5  ولی وقتی معامله صورت نگرفت «هوتن » آن را  برای فروش و دریافت پول بیشتر تکه تکه کرد  و هر تکه اش را به جائی فروخت .حدود شصت و شش مینیاتور زیبای آن در موزه «متروپولیتن» است و از جمله در دوران پیش از انقلاب یک صفحه اش را هم به قیمت صد و پنجاه هزار  دولار برای  موزه عباسی به ایران فروختند. البته این شاهنامه را تا یک قرن پیش بطور تمام و کمال در موزه هنر های زیبای پاریس به نمایش گذاشته بودند .ولی در جنگ جهانی دوم بوسیله آلمان هیتلری مصادره شد. تا آنکه یازده سال پیش بازمانده تکه تکه هائی که صفحات زیادی از آن در اقصا نقاط عالم به فروش رفته بود را  امریکا ئی ها با یکی از تابلو های نیمه لخت «کونینگ» در فرودگاه وین پایتخت اتریش با ایرانی ها  معامله کردند و یکی از گران بهاترین نسخه های خطی سراسر جهان که نزدیک به چهار قرن در غربت و فراق ایران رنج برده بود به وطنش ایران بازگشت. 

پانوشت: 

١- دکتر باستانی پاریزی. سیاست و اقتصاد ص ۴٩
 ٢-دکتر باستانی پاریزی. سیاست و اقتصاد ص ۶۴
٣- سرهنگ گلریز. مینودر. ص ٢١١
۴- دکترباستانی پاریزی. سیاست و اقتصاد ص ٣٨-٢٣٧

۵- در مورد سرگذشت شاهنامه از کتاب » ماجراهای حیرت آور آثار هنری» نوشته » نیکلاس پاول» و س. شهرزاد در ماهنامه روزگار نو چاپ پاریس به سردبیری شادروان اسمعیل پوروالی بهره گرفته شده است.

دربارهٔ محمود دهقاني

Dr Mahmoud Dehgani is of Iranian background but lived in Europe for many years. He has published extensively on Persian art and architecture. I feeling about plants...about plants as living organisms. They need nourishment. They need air and light; protection from disease and a hostile environment.
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s