پیشرفت جهانگردی و گردشگری در استرالیا

اوپرا هوس سیدنی

پیشرفت جهانگردی و گردشگری در استرالیا

 

 

دکتر محمود دهقانی

هنگامی که دریانورد اسپانیائی به سوی فلیپین مستعمره اسپانیا از حاشیه سرسبز استرالیا می گذشت هیچوقت فکر نمی کرد که این شبهه قاره روزی جهانگردان جهان را به سوی خود بکشاند. هر چند ناخدای اسپانیائی برای ماندن در این شبهه قاره وسوسه شد ولی چون اینجا آوازه ای نداشت بادبان برکشید و سکان به سوی سرزمین فلیپین چرخاند و به راه خود ادامه داد. پس از آن هلندی ها نیز در ۱۶۰۶ میلادی برابر با ۱۰۱۵ هجری، درست همزمان با روزگاری که شاه عباس اول صفوی در گیر با قزلباشان خودی از یک سو و از سوئی در تدارک بیرون راندن پرتقالی ها از جزایر هرمز و قشم  در خلیج فارس بود، هلندی ها درپی سرزمین هائی در اقیانوسیه بودند. دیری نپائید که قدرت بریتانیا چربید و با ضعف هلندی ها که پیش از آن  «نیوزیلند» (زلاند نو) و مناطقی در استرالیا را «نیوهلند» (هلند نو) نام نهاده بودند، به سر آمد و بریتانیا برنده رقابت شد. پس از استیلای سفید پوستان بر استرالیا و تبعید تبهکاران سیاسی از طرف دولت  بریتانیا  به این سرزمین، در حق سیاهپوستان بومی «ابوریجینال» که امروز آوازه هنر آن ها باعث پیشرفت صنعت جهانگردی است، بی عدالتی شد. از جمله آن بی عدالتی ها ربودن کودکان «ابوریجینال» از دامان مادران  بود که به «نسل دزدیده شده» معروف است و پس از دو سده  آقای «کیون راد» وزیر امور خارجه کنونی  که  دو سال پیش نخست وزیر بود از بومی ها در سیزدهم فوریه  ۲۰۰٩ میلادی، در پارلمان استرالیا عذر خواهی کرد تا شاید مرهمی بر زخم صاحبان اصلی این سرزمین باشد که دویست سال ترکه بی رحمی  و تبعیض نژادی را متحمل شده اند. بومی هائی که همیشه مد نظر جهانگردان و هنرمندان جهان بوده اند در حال حاضر نیز هنر استرالیا را به جهانیان عرضه می کنند و این خود باعث رونق گردشگری و جهانگردی در این کشور پهناور شده است.

استرالیا جزو کشورهای همسود «مشترک المنافع» است. آب و هوائی متغییر دارد و در همه فصل ها در نقاطی از آن باران می بارد. از این رو دارای کرانه های  همیشه سبز است. در تابستان نیز با گرمی هوا، جنگل هایش چندین بار دستخوش آتش سوزی های مهیب شده اند. از سوی دیگر در وسط خود کویری خشک و لم یزرع دارد. اما با وصف آن به دلیل مدیریت درست، نه تنها در کشاورزی و دامپروری و علوم و فنون در رده کشورهای نخست جهان است بلکه با صنعت پیشرفته جهانگردی و ایجاد دانشکده هائی برای این امور توانسته جهانگردان و دانشجویان بی شماری را از چهار گوشه جهان به اینجا بکشاند. اگر روزگاری اعراب پول دار خاورمیانه برای گردش به کشورهای اروپائی و انگلستان می رفتند و اروپائیان نیز استرالیا را کشوری دورافتاده می پنداشتند، امروز با درایت مردم استرالیا، جهانگردان صف می بندند و برای دیدن استرالیا، از سفارت خانه های این کشور درخواست روادید می کنند. آوازه زندگی و نظم این مردم حتا باعث شده برخی از شیوخ پول داری که روزگاری در شهر شیراز و شمال ایران خانه های تابستانی می خریدند، از راهی دور به استرالیا بیایند که چندی پیش شیخ مکتوم حاکم پیشین دوبی و سخنگوی دولت امارات در خانه اش در استان «کوینزلند» استرالیا چشم بر جهان فرو بست.

هرچند صاحبان اصلی استرالیا، سیاه پوستان بومی ، از سوی سفید پوستان اروپائی به کناری رانده شدند ولی پا پس نکشیدند و شعار سیاسی اشان این است که : «این استرالیای سفید تاریخ سیاهی دارد». هنر این مردم آبرو و افتخار استرالیائی ها از همه رنگ و نژاد است و ثابت شده صنعت گردشگری این کشور بدون فرهنگ سیاهان بومی در میان مردم جهان جذابیتی ندارد. همان گونه که اسپانیائی ها از هنر رقص و موسیقی  کولی ها «خیتانو» در آمد سرشاری از صنعت جهانگردی در اروپا کسب می کنند، استرالیائی ها نیز از هنر موسیقی  و نقاشی بومی ها، چشم جهانگردان و گالری های جهان را به سوی خود میخکوب کرده اند. جهانگردانی که به استرالیا می آیند بیشترخواهان دیدن بومی ها و هنر این مردم هستند.صنعت گردشگری استرالیا توانسته است سالانه با تولید «بومه رنگ» تزئینی، تکه تخته کمانی شکل نقاشی شده ای، که بومی ها با پرتاب آن مسیر گله و رمه  را تغییر می دهند، با فروش به جهانگردان ملیون ها دلار به خزانه واریز کند. در خانه های برخی هنرمندان و سیاستمداران در جهان تابلو نقاشی بومی های استرالیا نصب است. چه  برای همدردی با آلام تاریخی این انسان های هنرمند و چه هنر زیبای نقاشی «دات» (نقطه چینی) ، تابلوهایشان خریدار دارد و دولت نیز دیدنی های هنری و طبیعی کشور را در رسانه های جهان برجسته می کند. بنابراین نه تنها در درون با برقراری نظم، جهانگرد ترغیب و استرالیا را پرآوازه می کنند، بلکه در برون مرز نیز تبیلیغات سفارت خانه ها پشتوانه ای برای صنعت جهانگردی است.

مسئولان صنعت گردشگری در سایه نظم امور مسافرت هوائی ، دریائی ، زمینی بویژه قوانین رانندگی ، این صنعت را پیشرفته کرده اند. با کوچکترین تصادف، رسانه ها مسئولان را آنچنان می پیچند که گاه مجبور به استعفا شده اند. برای نمونه یک هواپیما از هواپیمائی ملی استرالیا «کوانتاس» از روز پیدایش این شرکت تاکنون سرنگون نشده. این موضوع صف خرید بلیط از شرکت هواپیمائی استرالیا را بیشتر کرده  است. در چند نوبت که هواپیمائی دچار نقص فنی شده حتا بدون آنکه خونی از بینی مسافر بریزد خبرنگاران با  نیش زبان، مسئولان را به گریه انداخته اند. دولت استرالیا سدی بر پرسش نیشدار خبرنگاران ندارد و جرات آن را هم نمی کند که با رسانه ها کج تا کند. البته خبرنگاران نیز صادقانه برای پیشرفت اجتماع و زندگی مردم خود در تلاشند. با این کار مسئولیت پذیری را ریشه دار، و به امور گردشگری در این کشور پهناور کمک می کنند.  اگر در حرکت قطارهای شهر «مترو»  اشکالی رخ دهد مسئولان بی درنگ، اتوبس های اجاره ای به همه ایستگاه ها می فرستند تا مسافر و گردشگر از کار و گردش خود بازنماند و در آن مرحله طبق قانون از مسافران پول بلیط درخواست نمی شود.

استرالیائی ها از دیر باز به دلیل پهناوری خاک در امور حمل و نقل تجربه های خوبی دارند. با ورود کاپیتان «جیمز کوک» و همراهانش به این شبهه قاره  شالوده نوینی از فرهنگ و قوانین اروپائی بر استرالیا با مساحت ۷ ملیون و ۶٨۶٨۵۰ کیلومتر مربع، یعنی بیش از چهار برابر خاک ایران، برقرار کردند و تا آغاز سده بیستم انگلستان بر این شبهه قاره حاکم بود. پس از استقلال، مردم استرالیا دریافتند حمل و نقل  با اسب و خر و قاطر کار  آسانی نیست و این حیوانات در مسافرت های دور و دراز از فرط تشنگی هلاک می شوند. تنها چاره استفاده از شتر شد که تا حدود چهار روز می تواند بدون آب دوام بیاورد و با خار و خاشاک کویر قانع است. کاروان های شتر وسیله سفر، دید و بازدید و گردشگری سده های گذشته بود. در سال ١٨۶٠ میلادی برای رفع نیاز استان ویکتوریا ٢۴ نفر شتر از افغانستان به استرالیا آورده شد. همراه با شترها  سه نفر ساربان افغانی نیز به استرالیا آوردند. از این رو پس از اروپائی ها دومین قومی که پا به  خاک استرالیا  گذاشت افغان ها بودند.  حدود پنج سال  پس از ورود ساربانان افغانی «توماس الدر» در استرالیای جنوبی اقدام به واردات ١٢۴نفر شتر افغانی دیگر کرد. همراه با شترها ٣١ ساربان کارکشته افغانی  دیگر نیز به استرالیا آورده شد و چیزی نپائید که با رونق بازار داد و ستد، مسافرت، دید و بازدید بین شهرها، تعداد بیشتری شتر و ساربان به استرالیا وارد شد. با ظهور شهر و شهرک های جدید  حدود ٣٠٠٠ ساربان افغانی امور حمل و نقل تجاری و سفر به  استان های «نیو ساوت ویلز» و «کوینزلند» و استرالیای جنوبی و مرکزی را در دست داشتند.

 با پیشرفت حمل و نقل و راه افتادن قطار و اتومبیل و جا به جائی مسافر و گردشگر، بازار شتربانان کساد شد. ساربانان افغان با  اشتغال در راه آهن و کارهای دیگر  شترهای بسیاری را در کویر های مرکزی و غربی استرالیا رها کردند. هم اکنون تنها یادگاری افغان ها،  وجود   بیش از صد هزار نفر شتر غیر اهلی  در کویر های استرالیاست   که از  نسل  همان شترهای رها شده  روزگاری است که راه آهن پا گرفت. از سوی دیگر هم اکنون مسئولان خوش فکرصنعت گردشگری استرالیا از شتر برای تفریح گردشگران استفاده و درآمد خوبی از سیاحت در کویر به دست آورده  اند و همیشه بر دولت فدرال برای حمایت بیشتر فشار می آورند. 

نا گفته نماند به دلیل قرار داشتن استرالیا در آغوش اقیانوس ها بویژه اقیانوس آرام و اقیانوس هند، اکثر شهرها ساحلی اند  و شهروندان با کشتی نیز سفر می کرده اند. چون استرالیا راه به خشکی ندارد مسافرت دریائی به این کشور سابقه اش دیرینه است. خیلی از دانشمندان، نویسندگان، هنرمندان و شعرای برجسته اواخر سده نوزدهم و اوایل سده  بیستم جهان با کشتی به دیدن این سرزمین آمده اند. هم اکنون استرالیا با جمعیتی نزدیک به ۲۲ ملیون، از شش ایالت و دو قلمرو، تشکیل و از میان شهرهای مهم سیدنی با نزدیک به ۵ ملیون پر جمعیت ترین است. شهرهای ملبورن، پرت، بریسبان، آدلاید و داروین از شهرهای مشهور اند. پایتخت استرالیا «کنبرا» یکی از شهرهای بسیار کوچک است که جهانگردان شهرهای پرجمعیت جهان، با ورود به آن شب بدون سر و صدا  راحت سر بر بالین می گزارند. جزایر کریسمس، آشمور، کوکوس، مکدونالد، مک کواری، کورال سی، و نورفولک از جزایر معروف استرالیا هستند. از حیوانات بومی «کنگورو» ، «کوالا»  و «پاسم» از جمله حیوانات مورد توجه گردشگران و جهانگردان است که این خود درآمد سرشاری به خزانه واریز می کند. از سوی دیگر پرندگان کمیابی نیزوجود دارند که نمونه آن در جاهای دیگر دنیا نیست. درختان استرالیا تنومند بوده و بوته ها رشد فزاینده ای دارند. این ها همه نظر جهانگردان را به خود جلب می کنند. در این کشور نه تنها مردم بلکه برخی از درختان و پرندگان نیز مهاجرند و از نقاط دیگر جهان آورده شده اند. با وجود مناظر طبیعی و درختان و حیوانات بومی، مردم استرالیا احترام ویژه ای برای محیط زیست قائلند و سازمان ها بشدت از حیوانات، درختان، و ساحل و آبزیان مواظبت می کنند. این خود توانسته است جهانگردان را به این کشور بیشتر جذب کند.

استان «نیو ساوت ویلز» و مرکز آن سیدنی آب و هوائی متنوع  دارد و در چمبره آب با ساختار دل انگیز خود، دروازه نخست ورود جهانگردان است. شهر سیدنی برای گردشگران دیگر استان ها و جهانگردان خارجی جذابیت دارد چرا که  جاهای  دیدنی آن «دارلینگ هاربر»، برج سیدنی، که همانند برج میلاد تهران است ، «اکواریوم سیدنی» که مملو از آبزیان بی نظیر است مورد توجه گردشگران هستند. باغ وحش «تارونگا»،  موزه دریانوردی، موزه «پاور هوس»، گالری «نیو ساوت ویلز» نیز بازدید کنندگان فراوانی دارند. منطقه «بلو مانتن» (کوه آبی رنگ)، شهرهای «ولونگونگ» و «نیو کاستل» جاهای دیدنی پیرامون سیدنی می باشند. محله های جهانگرد پسند درون شهر یکی ساحل محله «باندی»، «ماروبرا»، «کلوولی» «کوجی» برونتی و»پالم بیچ» و محله های بی شمار دیگر است. نام برخی محله ها از واژه های زبان غیر انگلیسی سیاهان بومی است. پس ازسیدنی، شهرملبورن مرکز استان «ویکتوریا»  نیز با ساختار معماری اروپائی، با آب و هوای متغییر، گاه شاهد هر چهار فصل در روز است و دومین شهر پر جمعیت به حساب می آید. هرچند شهرهای دیگر و از جمله «آلس اسپرینگ» در تبلیغات کویری مورد توجه جهانگردان است ولی سواحل گرم و مرطوب «گلد کاست»، «سن شاین» و «کارن» در استان «کوینزلند» نیز از جاهای دل پذیر گردشگری است. از جاهای زیبای دیگر، «تاسمانیا» در دریای تاسمان با مرکز خود «هوبارت» نیز مورد پسند جهانگردان است.

یکی از ساختمان های بسیار زیبائی که سالانه بازدید کنندگان بی شمار دارد،  «اوپرا هوس» سیدنی است. گرداگرد این ساختمان شاعرانه را آب فرا گرفته و روزانه شمار بسیاری کشتی غول پیکر و کوچک  مسافربری از کنار آن می گذرند. این بنا که همچون شقایقی بر لب آب سر برون آورده ، روبری پل پولادی «هاربار بریج» قرار دارد و به زیبائی های طبیعی پیرامون خود کرشمه می دهد. روبروی این ساختمان،  طبیعی ترین بوستان جهان با پرندگان کم یاب اقیانوسیه، و با آوازهای غریب خود، بویژه در غروب نارنجی رنگ آفتاب، هر تازه واردی به شهر سیدنی را مجذوب آوازهای خود می کنند. طرح معماری و شهر سازی در این نقطه ی شهر حساب شده بوده، به گونه ای که چشم انداز طبیعی شهر زیبا و بکر باقی مانده است. با فرا رسیدن جشن زاد روز عیسا مسیح  که هم زمان با برف و کولاک در اروپا ست و آن قاره در نیمکره شمالی زیر لحاف سفید برف فرو می رود،  استرالیا در نیمکره جنوبی رخت از تن به در کرده و بارویش سبز برگ ها، در فصل تابستان است. گرمی هوا در روزهای جشن زاد روز مسیح وهجوم مردم به دریا و برنزه شدن پوست، جمع کثیری جهانگرد زن و مرد اروپائی را به استرالیا می کشاند.  شهرداری بر فراز پل «هاربار بریچ»،  با نصب فشفشه های رنگی هرساله جشن زاد روز عیسا مسیح را بر گزار و با این ابتکار پول کلانی برای آبادانی شهر پارو می کند. تهیه جا و صرف شام در برخی از رستوران های گران قیمت این منطقه ، بویژه در «اوپرا هاوس»، که می شود از نزدیک فشفشه های نورانی را مشاهده کرد،  به قیمت هائی از چهار صد دولار،  تا یک هزار و هشتصد دولار می رسد. یعنی رقمی بیش از دو ملیون تومان برای یک شام،  آن هم به یاد مسیحی که خود و حواریونش در شام آخر لئوناردو داوینچی فقط قطعه ای نان و جامی شراب در سفره دارند.

 از طرف دیگر دختران دم بخت سیدنی هم با نامزد هایشان و لباس های سفید عروسی که به یک سنت تبدیل شده، پای همین پل می آیند و عکس می گیرند و شادی می کنند. این جوانان با یک تیر دونشانه می زنند. یکی آنکه گفته می شود کاپیتان «جیمزکوک» چهره ی ملی سفید پوستان انگلیسی استرالیا در بدو ورود آنجا پیاده شده و دیگری شاید نوعروسان و تازه دامادان، استقامت و پایداری این پل پولادی را در نظر دارند که روزانه ملیون ها شهر وند از روی آن می گذرد. شرکت های مواد غذائی نیز در روز ورود کاپیتان «کوک» که روز استرالیا نامگذاری شده به رایگان تولیدات خود را در میان مردم برای تبلیغ پخش می کنند.

ساختمان بازار ملکه ویکتوریا، پست مرکزی، تالار شهر و چند کلیسای سبک «گوتیک» ، موزه هنر، کتابخانه مرکزی، موزه ملی،  مرکز استانداری و بوستان های با شکوه دیگری نیز در این محدوده  نزدیک به «اوپرا هوس» قرار دارند. ایستگاه  «سرکولارکی» پر رفت و آمد ترین ایستگاه قطار، شناورها و اتوبوس های شهر  نیز برای رفت و آمد به دیگر مناطق شهر از آنجا می گذرند. ساختمان زیبا ی «اوپرا هاوس» را معمار دانمارکی «یورن اتزون» طراحی کرد. نزدیک به  چهار دهه پیش استاندار وقت  استان «نیو ساوت ویلز» در مرکز شهر سیدنی برای جلب گردشگران، جهانگردان و برای اجرای کنسرت، «اوپرا» و همه ی لازمه های مرکز هنری و فرهنگسرا،  دستور طرح «اوپرا هاوس» را صادر کرد.  «یورن اتزون» برنده طرح شد و شروع به کار نمود. درست در انتهای کار، میان این هنرمند معمار و آقای «داویس هاگز» وزیر امور اجتماعی بر سر بودجه طرح، درگیری پیدا شد. ساختمان «اوپرا هاوس»با پوسته زیبای حلزونی بام خود، در ۱٩۷۳میلادی یعنی سی و هشت سال پیش به پایان رسید ولی «یورن اتزون» آزرده دل سیدنی را به سوی شهر مایورکا در اسپانیا برای ادامه زندگی ترک کرد. «یورن» در ۲٩ نوامبر ۲۰۰٨  در سن ٩۰سالگی در کپنهاگن چشم بر جهان فرو بست ولی نام او بر کاکل تاریخ «اوپرا هاوس» سیدنی در یاد و خاطر گردشگران و جهانگردان تا همیشه جاودان خواهد بود. زیبائی «اوپرا هاوس» آنچنان آوازه ا ی به خود گرفته که در یونسکوصحبت از ثبت آن به عنوان یکی از عجایب هنر معماری  دنیا می شود و این نیز اقبالی  دیگربرای صنعت  جهانگردی و گردشگری استرالیا ست.

 

دربارهٔ محمود دهقاني

Dr Mahmoud Dehgani is of Iranian background but lived in Europe for many years. He has published extensively on Persian art and architecture. I feeling about plants...about plants as living organisms. They need nourishment. They need air and light; protection from disease and a hostile environment.
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s